عشــق مشکــی
شبی پرسیدمش با بی قراری که غیر از من کسی را دوست داری دو چشمش از خجالت بر هم افتادمیان اشک هایش گفت آری

ز لیلی من شنیدم یا علی گفت

به مجنون چون رسیدم یا علی گفت

مگر این وادی دارالجنون است

که هر دیوانه دیدم یا علی گفت

خمیر خاک آدم را سرشتند

چو بر می خاست آدم یا علی گفت

علی را ضربتی کاری نمی شد

گمانم ابن ملجم یا علی گفت

مگر خیبر ز جایش کنده می شد

یقین آنجا هم یا علی گفت

 

منبع : ( عشق مشکی )   کپی برداری بدون ذکر نام و منبع غیر مجاز است.

۱۳٩٠/٥/۸ | ٥:٢٤ ‎ب.ظ | ملیکا | نظرات ()
درباره وبلاگ

نمیدونیــ همهــ کسهــ منیــ تو نفســ منیــ برگرد کنارمــ بیا حرفــ دلتو بزنــ اما نگو بهــ منــ دوستــ ندارمـــ.
لینک دوستان
امکانات وب